سنگ تو درد زندگیمه

خرید بک لینک

هرچقدر هم بزرگ باشی هرچقدر هم دورت جمع باشن میدونی مامان تو که باشی کنارم حس اون بچه ای رو دارم که توی یک جمع غریبه تا چشمش به مامانش میفته انگال دنیارو بهش دادن اخه احساس میکنه یکی پشت اونه انگال یه کوه پشتشه خیلی زود بود مامان خدا هم بعضی وقتها حسودیش میشه به ادمهاش چقدر زود ازم گرفتیش ......
مامان چشماتو باز کن ببین پاره تنت داره اشک میزیزه ..مامان ببین جای دستات یه بالشت خیس زیر سرمه ..مامان به خدا از وقتی که رفتی انگال بی کسو بی پناهم . مامان چرا باید جای چشمات قاب عکست زول بزنه تو چشمم .چرا اینقدر زود رفتی ..چرا همه چیو جمع کردی با خودت بردی ..چجوری ازت دست بکشم .مامان چشماتو بازکن کاشکی یه روزی بشه بازم بیایی بزنی تو گوشم بیای بهم اخم کنی تنها کسی که منو دعوا میکرد میزد توی گوشم ناراحت نمیشودم تو بودی مامان چرا حالا باید ارزو به دل بمونم مامان کار بد کردم بیا دعوام کن مامان دعوا کردم بیا بازم پشتم باش بیا مامان فقط بیا .... بیا وببین همون بچه ای که وسط راه ولش کردی و رفتی ببین چقدر تنهاست ببین تو که رفتی بد جور زمین گیر شدم بیا مامان تو فقط بیا........
بیاو من جای تو برم حداقلش ببین تو تحملشو داری اون وقت بگوو بخندم ...............
دوستت دارم مامان اندازه تمام نفسهام که به عشق تو بود .......... لحظه های بی مادری...

ما را در سایت لحظه های بی مادری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 22:41

صفحه بندی