یعنی دوست دارم
-
تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 23:58
سلام مامان ...............مامان نازم .....مامان قشنگم .مامان مهربونم ....مامان میدونی چند وقته به اینجا سر نزدم میدونی چقدر اینجا دردو دل نکردمxa0 اونایی که میان اینجا فکر میکنن شاید من تو رو فراموش کرد
دلتنگیهای غریب
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 10:47
سلام مامانم میدونی مامان خیلی دلم تنگ شده واسه بوی عطر تنت واسه اون دستات واسه اون چشمات واسه اون نگات واسه اون اخمات واسه اون دعواهات واسه اون صدا زدنهات واسه اون مهربونیات هیچکس نمیتونه جاتو بگیره هیچکس نمیتونه حتی یک لحظه برام مادری کنه هیچکس ................. مامان یاد اون دستهای نرمت و گرمت افت...
مادرم رفتی و من .........
-
تاریخ: 1397/5/2 ساعت: 16:01
xa0 xa0 xa0 xa0 ابرها و اسمانها وکهکشانها .صحراو زمین ودریا 7 ساله که جاتون بیشتر باز شدهxa0 مادر من سنگینی بار زمین بود ...مامانم رفت و هیچ چیز تقییر نکرد جز یچیزهایی که فقط مال خودم بود .. نگهشون داشتمxa0 همه
حسرت بوسه بر دستان مادر
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 2:33
[unable to retrieve full-text content]
حسرت بوسه بر دستان مادر
-
تاریخ: 1395/9/3 ساعت: 5:34
xa0
کجایی تو بی من
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 22:41
کجایی که وجودم محبتهای توراxa0 بد جور کم اورده بیمارهxa0 کم بود محبتxa0 تو هستم کجایی تو بی من کجایی که بی تو دیگه اشکی نمونده .... کجایی که چشمام بی چشمانت مادر سوییxa0 نداره ..... xa0
بهار امد باز هم تو نیومدی
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 22:41
روزها گذشت . و ماه ها سپری شد . سالها رفت مادر ........ ولی تو ماندگار ترینیxa0xa0 کجایی مامانxa0 همه جارو گشتم همه جا رفتم هیچ جایی نبود ..... خودت بگو کجاییxa0 نه توی خوابی نه توی بیداری پس کجایی ..... ببین مامان امشب قلب تو رو میخوادxa0 ...ای مامان سال نو یعنی توxa0 . تو که نباشی هیچ چیز معنی ندا...
سنگ تو درد زندگیمه
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 22:41
هرچقدر هم بزرگ باشیxa0 هرچقدر هم دورت جمع باشن میدونی مامان تو که باشی کنارم حس اون بچه ای رو دارم که توی یک جمع غریبه تا چشمش به مامانش میفته انگال دنیارو بهش دادن اخه احساس میکنه یکی پشت اونه انگالxa0 یه کوه پشتشهxa0xa0 خیلی زود بود مامان خدا هم بعضی وقتها حسودیش میشه به ادمهاشxa0 چقدر زود ازم گرف...