دلتنگیهای غریب

خرید بک لینک

سلام مامانم

میدونی مامان خیلی دلم تنگ شده واسه بوی عطر تنت واسه اون دستات واسه اون چشمات واسه اون نگات واسه اون اخمات واسه اون دعواهات واسه اون صدا زدنهات واسه اون مهربونیات هیچکس نمیتونه جاتو بگیره هیچکس نمیتونه حتی یک لحظه برام مادری کنه هیچکس .................

مامان یاد اون دستهای نرمت و گرمت افتادماااا نمیدونی چی حسی دارم نمیدونم چکار کنم فکر میکنم باید یکاری انجام بدم مامان بد جور هواتو کردم تو خوابم نیستی تو بیداری نیستی کجایی هااااان بگو چکار کنم من دستاتو میخام دوس دارم مثل قدیم سر سفره خیره بشی به ما بگی چرا نمیخرید چرا زود رفتی کنار چرا کم خوردی.... مامان بسه دیگه بیدارم کن ای خدااااااااا بسه این خواب لعنتی کی تموم میشه پیرم کرده این خواب میدونم مامان خوابم تو هستی میدونم بیدار بشم بازم تو کنارمی حتما چای دم کردی حتما بازم دورهم جمع هستیم میدونم مامان اینا همه خوابه این چ خوابیه که بیدار نمیشم مامان من خستم میدونی خسته زدم به سیم اخر هیچی حالیم نیست فقط تو رو مخوام اخه بی انصاف تو که اینجوری نبودی ماماااااااااااااان من تورو میخام اصلا من مامانمو میخام بذار همه بگن بچه شده بذار بگن زشته .. بذار بگن مگه چیه من تورو میخام .دیروز رفتم توی پارکینگ توی انبار دنبال چیزی میگشتم چشمم افتاد به دیگها به اون پارچه دمی که هرسال محرم نذری میدادیم شروع کردم به بوس کردن اون پارچه دمی دیگ رو برداشتم بغلش کردم گفتم مامانم اینو یروزی استفاده میکرده یروزی باهاش کار میکرده با اینکه کثیف بود بوس میکردم میمالیدم به صورتم ببین چی شدم مامان باید کجاها دنبال تو بگردم اره میدونم .... میدونم داری میخندی تو بخند . بخند بازم مثل قدیم بگو حرفای مفت نزن بچه شدی این کارا چیه یکی ببینه میخنده بهت ... اره مامان من بچه هستم چیه مگه . خودتو بذار جای من ببین طاقت میاری هاااان ....... مامان بس نیست بیدارم کن دیگه چه خواب بدیه یکی هم نیست بیدارم کنه انگال همه دنیا خوابن ... مامان یادمه اون روزهای اخر توی پارگینگ خوردی زمین دندونت شکست ااااااخ مامان دوست دارم خونه خراب بشه هر وقت از اونجا رد میشم....... حیف که هیچ وقت به حرفام گوش نکردی هیچ وقت ..مامان منو ببخش اعصابم خورده دلم تنگته تو به اشکام نگاه نکن تو کاری با این حرفام نداشته باش بذار رو حساب جوانی و بی کسی تو نگاه به گریهام نکن دنیا که همینجوری نمیمونه منم خدایی دارم منم اخرش یروز خوش دارم کاش بشه باز هم دورت جمع بشیم بازم بگیم بخندیم توهم باشی اقاجون باشه همه همه باشن باز صدای خندهامون تا چنتا خونه اونورتر بره بازم همه دور ما جمع بشن ...ای بغض لعنتی بد جور چند روزیه راه نفسم رو بسته همهش دنبال یجایی هستم که دلمو خالی کنم مامان دوست دارم بیشتر از تمام نفسهام و لحظهای عمرم

لحظه های بی مادری...

ما را در سایت لحظه های بی مادری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 10:47

صفحه بندی