ابرها و اسمانها وکهکشانها .صحراو زمین ودریا 7 ساله که جاتون بیشتر باز شده مادر من سنگینی بار زمین بود ...مامانم رفت و هیچ چیز تقییر نکرد جز یچیزهایی که فقط مال خودم بود .. نگهشون داشتم همه فراموشت کردن چه روزهایی بود همه دورت جمع بودن الان تازه فهمیدم چقدر دست پختت خوب بود که این همه دورت جمع شده بودن وگرن چرا کسی سر مزارت نمیاد مامان . الان تازه فهمیدم چقدر خوش بودیم چون مامان هیچکسی تحمل ناخوشی مارو نداشت همه دنبال خوشی بودن تازه فهمیدم چقدر گرمو صمیمی بودیم چون همه تازه فهمیدن مادر دارن ..... هی مامان هروز که بارون میاد خیلی خوشحال میشم .یاد سنگ قبرت میفتم که میگه خدایا شکرت سنگ قبر مامانم تمیز میشه هروقت میام پیشت نمیدونم چکار کنم تخه من همیشه پا تو میبوسیدم الان باید سنگ قبرتو ببوسم . اخه چقدر سنگدلی مامان اینقدر سنگدل نبودی خوابتم ازم گ
رفتی .... مامان هنوزم میرم خونه به عکست سلام میکنم هنوزم عینکتو نگه داشتم هنوز بغچه لباساتو دارم ای کاش بوی لباسهات هیچوقت کم نشه هنوز مهرتو دارم هنوز کارت ملیتو دارم هیچوقت یادم نمیره مامان که تو چطوری جونتو پای ما گذاشتی .... راستی مامان پاهات چطوره چشمات . قلبت . دستات . هنوزم درد داری مامان تو که بجز من کسی رو نداشتی الان کی فشارتو میگیره هااان مامان تو که میگفتی تنهات نمیذارم چرا تنهاترمون کردی مامان تو که گفتی خدایا دردو بلای بچه هام رو بزن به قلب من الان دردهامو چکار کنم دردی که تو برام گذاشتی دردی که با دیدن اونایی که مامان دارن هی کهنه تر میشه . مامان بد جور دلم هواتو کرده همه چیز داره عوض میشه دیگه هیچ چیز رنگو بویی نداره دیگه طاقت ندارم همیشه خدا خدا میکنم که زودتر پنج شنبه بشه بیام پیشت تا اروم بشم ولی نمیشم ... مامان امسال هم ماه رمضون جات خالی بود به یادت به عشقت فقط به یادت امسالرو روزه گرفتم شب قدر نبودی جات نشسته بودم همش جلو نظرم بودی صدای الغوث الغوث های تو توی گوشم بود .. چقدر سخته تو نباشی و دنیا باشه چقدر سخته که تو نباشی ما باشیم چقدر سخته بی تو جایی رفتن بی تو حرف زدن بی تو خندیدن . چقدر سخته بی تو گریه کردن نباشی و با دستات اشکهام رو پاک کنی .یادش بخیر همیشه امید داشتم وقتی ناراحت میشم کی هست ازم بپرسه چی شده چرا ناراحتی همیشه دلم خوش بود اگر گریه کنم یکی هست اشکهام رو پاک کنه منو بغل کنه همیشه یکی بود که بگه چرا دیر اومدی ههههییی مامان دلم خونه الان همه دنبال اینن که من ناراحت بشم اشکمو در بیارن چون میدونن کسی پشتم نیست یاد این شعر افتادم یتیم درد بی درمان یتیمی ... یتیمی خواری دوران یتیمی .... باز هم خدارو شکر که یادگاریهاتو دارم مامان ..... مامان دوستت دارم بیشتر از دیروز لحظه های بی مادری...
ما را در سایت لحظه های بی مادری دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 94
تاريخ: سه
شنبه
2 مرداد
1397 ساعت: 16:01